آرزو کردن

From Wiktionary, the free dictionary

Persian

Etymology

See آرزو (ârezu) / آرزو (ārizō)

Pronunciation

 

More information Readings, Classical reading? ...
Readings
Classical reading? ār(i)zō
Dari reading? ār(i)zō
Iranian reading? âr(e)zu
Tajik reading? or(i)zu
Close

Verb

More information Dari, Iranian Persian ...
Dari آرزو کردن
Iranian Persian
Tajik
Close

آرزو کردن

  1. to desire
  2. to crave
  3. to wish

Conjugation

More information infinitive, stem ...
Conjugation of آرزو کردن (literary Dari Persian)
infinitive آرزو کردن (ārizō kardán)
stem present آرزو کن (ārizō kun)
past آرزو کرد (ārizō kard)
participle present آرزو کننده (ārizō kunindá)
past آرزو کرده (ārizō kardá)
singular plural
1st person 2nd person 3rd person 1st person 2nd person 3rd person
indicative aorist آرزو کنم (ārizō kúnam) آرزو کنی (ārizō kúnī) آرزو کند (ārizō kúnad) آرزو کنیم (ārizō kúnēm) آرزو کنید (ārizō kúnēd) آرزو کنند (ārizō kúnand)
present (imperfect) آرزو می‌کنم (ārizō mḗ-kunam) آرزو می‌کنی (ārizō mḗ-kunī) آرزو می‌کند (ārizō mḗ-kunad) آرزو می‌کنیم (ārizō mḗ-kunēm) آرزو می‌کنید (ārizō mḗ-kunēd) آرزو می‌کنند (ārizō mḗ-kunand)
present progressive دارم آرزو می‌کنم (dā́ram ārizō mḗ-kunam) داری آرزو می‌کنی (dā́rī ārizō mḗ-kunī) دارد آرزو می‌کند (dā́rad ārizō mḗ-kunad) داریم آرزو می‌کنیم (dā́rēm ārizō mḗ-kunēm) دارید آرزو می‌کنید (dā́rēd ārizō mḗ-kunēd) دارند آرزو می‌کنند (dā́rand ārizō mḗ-kunand)
present perfect آرزو کرده‌ام (ārizō kardá-am) آرزو کرده‌ای (ārizō kardá-ī) آرزو کرده است (ārizō kardá ast) آرزو کرده‌ایم (ārizō kardá-ēm) آرزو کرده‌اید (ārizō kardá-ēd) آرزو کرده‌اند (ārizō kardá-and)
past آرزو کردم (ārizō kárdam) آرزو کردی (ārizō kárdī) آرزو کرد (ārizō kard) آرزو کردیم (ārizō kárdēm) آرزو کردید (ārizō kárdēd) آرزو کردند (ārizō kárdand)
past (imperfect) آرزو می‌کردم (ārizō mḗ-kardam) آرزو می‌کردی (ārizō mḗ-kardī) آرزو می‌کرد (ārizō mḗ-kard) آرزو می‌کردیم (ārizō mḗ-kardēm) آرزو می‌کردید (ārizō mḗ-kardēd) آرزو می‌کردند (ārizō mḗ-kardand)
past progressive داشتم آرزو می‌کردم (dā́štam ārizō mḗ-kardam) داشتی آرزو می‌کردی (dā́štī ārizō mḗ-kardī) داشت آرزو می‌کرد (dā́št ārizō mḗ-kard) داشتیم آرزو می‌کردیم (dā́štēm ārizō mḗ-kardēm) داشتید آرزو می‌کردید (dā́štēd ārizō mḗ-kardēd) داشتند آرزو می‌کردند (dā́štand ārizō mḗ-kardand)
pluperfect آرزو کرده بودم (ārizō kardá bū́dam) آرزو کرده بودی (ārizō kardá bū́dī) آرزو کرده بود (ārizō kardá būd) آرزو کرده بودیم (ārizō kardá bū́dēm) آرزو کرده بودید (ārizō kardá bū́dēd) آرزو کرده بودند (ārizō kardá bū́dand)
future آرزو خواهم کرد (ārizō xāhám kard) آرزو خواهی کرد (ārizō xāhī́ kard) آرزو خواهد کرد (ārizō xāhád kard) آرزو خواهیم کرد (ārizō xāhḗm kard) آرزو خواهید کرد (ārizō xāhḗd kard) آرزو خواهند کرد (ārizō xāhánd kard)
subjunctive present آرزو کنم (ārizō kunam) آرزو کنی (ārizō kunī) آرزو کند (ārizō kunad) آرزو کنیم (ārizō kunēm) آرزو کنید (ārizō kunēd) آرزو کنند (ārizō kunand)
past آرزو کرده باشم (ārizō kardá bā́šam) آرزو کرده باشی (ārizō kardá bā́šī) آرزو کرده باشد (ārizō kardá bā́šad) آرزو کرده باشیم (ārizō kardá bā́šēm) آرزو کرده باشید (ārizō kardá bā́šēd) آرزو کرده باشند (ārizō kardá bā́šand)
imperative آرزو کن (ārizō kun) آرزو کنید (ārizō kunēd)
Close
More information infinitive, stem ...
Conjugation of آرزو کدن (colloquial Kabuli)
infinitive آرزو کدن (ārizō kadán)
stem present آرزو کو (ārizō ku)
past آرزو کد (ārizō kad)
participle present آرزو کننده (ārizō kunindá)
past آرزو کده (ārizō kadá)
singular plural
1st person 2nd person 3rd person 1st person 2nd person 3rd person
indicative aorist آرزو کنم (ārizō kúnum) آرزو کنی (ārizō kúnī) آرزو کنه (ārizō kúna) آرزو کنیم (ārizō kúnēm) آرزو کنین (ārizō kúnēn) آرزو کنن (ārizō kúnan)
present (imperfect) آرزو می‌کنم (ārizō mḗ-kunum) آرزو می‌کنی (ārizō mḗ-kunī) آرزو می‌کنه (ārizō mḗ-kuna) آرزو می‌کنیم (ārizō mḗ-kunēm) آرزو می‌کنین (ārizō mḗ-kunēn) آرزو می‌کنن (ārizō mḗ-kunan)
present progressive دارم آرزو می‌کنم (dā́ram ārizō mḗ-kunum) داری آرزو می‌کنی (dā́rī ārizō mḗ-kunī) داره آرزو می‌کنه (dā́ra ārizō mḗ-kuna) داریم آرزو می‌کنیم (dā́rēm ārizō mḗ-kunēm) دارین آرزو می‌کنین (dā́rēn ārizō mḗ-kunēn) دارن آرزو می‌کنن (dā́ran ārizō mḗ-kunan)
present perfect آرزو کدم (ārizō kadám) آرزو کدی (ārizō kadī́) آرزو کداست (ārizō kadást) آرزو کدیم (ārizō kadḗm) آرزو کدین (ārizō kadḗn) آرزو کدن (ārizō kadán)
past آرزو کدم (ārizō kádum) آرزو کدی (ārizō kádī) آرزو کده (ārizō kad) آرزو کدیم (ārizō kádēm) آرزو کدین (ārizō kádēn) آرزو کدن (ārizō kádan)
past (imperfect) آرزو می‌کدم (ārizō mḗ-kadum) آرزو می‌کدی (ārizō mḗ-kadī) آرزو می‌کده (ārizō mḗ-kada) آرزو می‌کدیم (ārizō mḗ-kadēm) آرزو می‌کدین (ārizō mḗ-kadēn) آرزو می‌کدن (ārizō mḗ-kadan)
past progressive داشتم آرزو می‌کدم (dā́štam ārizō mḗ-kadum) داشتی آرزو می‌کدی (dā́štī ārizō mḗ-kadī) داشته آرزو می‌کده (dā́šta ārizō mḗ-kada) داشتیم آرزو می‌کدیم (dā́štēm ārizō mḗ-kadēm) داشتین آرزو می‌کدین (dā́štēd ārizō mḗ-kadē) داشتن آرزو می‌کدن (dā́štand ārizō mḗ-kadan)
pluperfect آرزو کده بودم (ārizō kadá bū́dum) آرزو کده بودی (ārizō kadá bū́dī) آرزو کده بوده (ārizō kadá būda) آرزو کده بودیم (ārizō kadá bū́dēm) آرزو کده بودین (ārizō kadá bū́dēn) آرزو کده بودن (ārizō kadá bū́dan)
future آرزو خوایم کد (ārizō xāyyúm kad) آرزو خوایی کد (ārizō xāyyī́ kad) آرزو خوایه کد (ārizō xāyyá kad) آرزو خواییم کد (ārizō xāyyḗm kad) آرزو خوایین کد (ārizō xāyyḗn kad) آرزو خواین کد (ārizō xāyyán kad)
subjunctive present آرزو کنم (ārizō kunum) آرزو کنی (ārizō kunī) آرزو کنه (ārizō kuna) آرزو کنیم (ārizō kunēm) آرزو کنین (ārizō kunēn) آرزو کنن (ārizō kunan)
past آرزو کده باشم (ārizō kadá bā́šam) آرزو کده باشی (ārizō kadá bā́šī) آرزو کده باشه (ārizō kadá bā́ša) آرزو کده باشیم (ārizō kadá bā́šēm) آرزو کده باشین (ārizō kadá bā́šēn) آرزو کده باشن (ārizō kadá bā́šan)
imperative آرزو کو (ārizō ku) آرزو کنین (ārizō kunēn)
Close
More information infinitive, stem ...
Conjugation of آرزو کردن (literary Iranian Persian)
infinitive آرزو کردن (ârezu kardán)
stem present آرزو کن (ârezu kon)
past آرزو کرد (ârezu kard)
participle present آرزو کننده (ârezu konandé)
past آرزو کرده (ârezu kardé)
singular plural
1st person 2nd person 3rd person 1st person 2nd person 3rd person
indicative aorist آرزو کنم (ârezu kónam) آرزو کنی (ârezu kóni) آرزو کند (ârezu kónad) آرزو کنیم (ârezu kónim) آرزو کنید (ârezu kónid) آرزو کنند (ârezu kónand)
present (imperfect) آرزو می‌کنم (ârezu mí-konam) آرزو می‌کنی (ârezu mí-koni) آرزو می‌کند (ârezu mí-konad) آرزو می‌کنیم (ârezu mí-konim) آرزو می‌کنید (ârezu mí-konid) آرزو می‌کنند (ârezu mí-konand)
present progressive دارم آرزو می‌کنم (dấram ârezu mí-konam) داری آرزو می‌کنی (dấri ârezu mí-koni) دارد آرزو می‌کند (dấrad ârezu mí-konad) داریم آرزو می‌کنیم (dấrim ârezu mí-konim) دارید آرزو می‌کنید (dấrid ârezu mí-konid) دارند آرزو می‌کنند (dấrand ârezu mí-konand)
present perfect آرزو کرده‌ام (ârezu kardé-am) آرزو کرده‌ای (ârezu kardé-i) آرزو کرده است (ârezu kardé ast) آرزو کرده‌ایم (ârezu kardé-im) آرزو کرده‌اید (ârezu kardé-id) آرزو کرده‌اند (ârezu kardé-and)
past آرزو کردم (ârezu kárdam) آرزو کردی (ârezu kárdi) آرزو کرد (ârezu kard) آرزو کردیم (ârezu kárdim) آرزو کردید (ârezu kárdid) آرزو کردند (ârezu kárdand)
past (imperfect) آرزو می‌کردم (ârezu mí-kardam) آرزو می‌کردی (ârezu mí-kardi) آرزو می‌کرد (ârezu mí-kard) آرزو می‌کردیم (ârezu mí-kardim) آرزو می‌کردید (ârezu mí-kardid) آرزو می‌کردند (ârezu mí-kardand)
past progressive داشتم آرزو می‌کردم (dấštam ârezu mí-kardam) داشتی آرزو می‌کردی (dấšti ârezu mí-kardi) داشت آرزو می‌کرد (dâšt ârezu mí-kard) داشتیم آرزو می‌کردیم (dấštim ârezu mí-kardim) داشتید آرزو می‌کردید (dấštid ârezu mí-kardid) داشتند آرزو می‌کردند (dấštand ârezu mí-kardand)
pluperfect آرزو کرده بودم (ârezu kardé búdam) آرزو کرده بودی (ârezu kardé búdi) آرزو کرده بود (ârezu kardé bud) آرزو کرده بودیم (ârezu kardé búdim) آرزو کرده بودید (ârezu kardé búdid) آرزو کرده بودند (ârezu kardé búdand)
future آرزو خواهم کرد (ârezu xâhám kard) آرزو خواهی کرد (ârezu xâhí kard) آرزو خواهد کرد (ârezu xâhád kard) آرزو خواهیم کرد (ârezu xâhím kard) آرزو خواهید کرد (ârezu xâhíd kard) آرزو خواهند کرد (ârezu xâhánd kard)
subjunctive present آرزو کنم (ârezu konam) آرزو کنی (ârezu koni) آرزو کند (ârezu konad) آرزو کنیم (ârezu konim) آرزو کنید (ârezu konid) آرزو کنند (ârezu konand)
past آرزو کرده باشم (ârezu kardé bấšam) آرزو کرده باشی (ârezu kardé bấši) آرزو کرده باشد (ârezu kardé bấšad) آرزو کرده باشیم (ârezu kardé bấšim) آرزو کرده باشید (ârezu kardé bấšid) آرزو کرده باشند (ârezu kardé bấšand)
imperative آرزو کن (ârezu kon) آرزو کنید (ârezu konid)
Close
More information infinitive, stem ...
Conjugation of آرزو کردن (colloquial Tehrani)
infinitive آرزو کردن (ârezu kardán)
stem present آرزو کن (ârezu kon)
past آرزو کرد (ârezu kard)
participle present آرزو کننده (ârezu konandé)
past آرزو کرده (ârezu kardé)
singular plural
1st person 2nd person 3rd person 1st person 2nd person 3rd person
indicative aorist آرزو کنم (ârezu kónam) آرزو کنی (ârezu kóni) آرزو کنه (ârezu kóne) آرزو کنیم (ârezu kónim) آرزو کنین (ârezu kónin) آرزو کنن (ârezu kónan)
present (imperfect) آرزو می‌کنم (ârezu mí-konam) آرزو می‌کنی (ârezu mí-koni) آرزو می‌کنه (ârezu mí-kone) آرزو می‌کنیم (ârezu mí-konim) آرزو می‌کنین (ârezu mí-konin) آرزو می‌کنن (ârezu mí-konan)
present progressive دارم آرزو می‌کنم (dấram ârezu mí-konam) داری آرزو می‌کنی (dấri ârezu mí-koni) داره آرزو می‌کنه (dấre ârezu mí-kone) داریم آرزو می‌کنیم (dấrim ârezu mí-konim) دارین آرزو می‌کنین (dấrin ârezu mí-konin) دارن آرزو می‌کنن (dấran ârezu mí-konan)
present perfect آرزو کرده‌ام (ârezu kardám) آرزو کرده‌ای (ârezu kardí) آرزو کرده (ârezu kardé) آرزو کرده‌ایم (ârezu kardím) آرزو کرده‌این (ârezu kardín) آرزو کرده‌ان (ârezu kardán)
past آرزو کردم (ârezu kárdam) آرزو کردی (ârezu kárdi) آرزو کرد (ârezu kárd) آرزو کردیم (ârezu kárdim) آرزو کردین (ârezu kárdin) آرزو کردن (ârezu kárdan)
past (imperfect) آرزو می‌کردم (ârezu mí-kardam) آرزو می‌کردی (ârezu mí-kardi) آرزو می‌کرد (ârezu mí-kard) آرزو می‌کردیم (ârezu mí-kardim) آرزو می‌کردین (ârezu mí-kardin) آرزو می‌کردن (ârezu mí-kardan)
past progressive داشتم آرزو می‌کردم (dấštam ârezu mí-kardam) داشتی آرزو می‌کردی (dấšti ârezu mí-kardi) داشت آرزو می‌کرد (dấšt ârezu mí-kard) داشتیم آرزو می‌کردیم (dấštim ârezu mí-kardim) داشتین آرزو می‌کردین (dấštin ârezu mí-kardin) داشتن آرزو می‌کردن (dấštan ârezu mí-kardan)
pluperfect آرزو کرده بودم (ârezu kardé búdam) آرزو کرده بودی (ârezu kardé búdi) آرزو کرده بود (ârezu kardé bud) آرزو کرده بودیم (ârezu kardé búdim) آرزو کرده بودین (ârezu kardé búdin) آرزو کرده بودن (ârezu kardé búdan)
subjunctive present آرزو کنم (ârezu konam) آرزو کنی (ârezu koni) آرزو کنه (ârezu kone) آرزو کنیم (ârezu konim) آرزو کنین (ârezu konin) آرزو کنن (ârezu konan)
past آرزو کرده باشم (ârezu kardé bấšam) آرزو کرده باشی (ârezu kardé bấši) آرزو کرده باشه (ârezu kardé bấše) آرزو کرده باشیم (ârezu kardé bấšim) آرزو کرده باشین (ârezu kardé bấšin) آرزو کرده باشن (ârezu kardé bấšan)
imperative آرزو کن (ârezu kon) آرزو کنین (ârezu konin)
Close

Wikiwand - on

Seamless Wikipedia browsing. On steroids.